أبو علي سينا

ديباچه 4

النجاة من الغرق في بحر الضلالات

دربارهء آن گفته است « هي صورة المصنوع في النفس كالبناء والصحة » ودربارهء گونه‌گون دانش تنها از « نظري ، عملي » ياد كرده واز « صناعي » نامى نبرده است ( 2 و 4 و 8 و 176 و 282 ) در ترجمهء عربى اخلاق نيقوماخوس « فكر : تاملى ، عملي ، ابداعى » ودر برابر Eupraxis يوناني « انتاج ذاتي » مىبينيم ( 6 : 2 , 72 a 9311 , 6 : 5 , 6 b 0411 ) أرسطو در جدل ( 6 : 6 51 a 541 و 8 : 1 و 1 a 751 ) سه گونه دانش برشمرد : نظري ، عملي ، فعلى ( ص 665 و 667 ترجمهء عربى ) ولى در جدل شفاء ( م ل ف 3 ص 265 ) از سومى ياد نشده است أرسطو را در آموزش دو روش بود يكى شنيدنى در بامداد براي شاگردان مانند سماع طبيعي . دومى آشكارا براي تودهء مردم وشامگاهى ( ديباچهء النفس اهوانى 3 ) خود أو در شعر ( 51 , 51 b 4541 ) از آن گفتارها كه همگان آن را مىشناسند ياد كرده ( ترجمهء عياد 92 - تريكو 52 ) ودر آغاز نفس ( 1 : 4 ) هم چنين گفته است . أو در الهى ( 82 a 6701 IM ) از « اگزوتريكن » يا نوشتهء بيرونى ياد كرده است ( تريكو 2 : 197 - آلمانى 2 : 277 - انگليسى 2 : 179 ) هاملين در دستگاه أرسطو ( 47 و 48 ) از « اگزوتريكن » و « ازوتريكن » سخن داشته است . فارابى در برهان وجدل أوسط ( ص 127 و 145 ) از فلسفهء چهارم يا « خارجة وبرانية » كه براي تودهء مردم است وزبان زد همگان وأرسطو چند كتاب در بارهء آن دارد در برابر « فلسفهء داخلة » يا « جوانية » كه همهء معقولات را فرا مىگيرد ياد كرده است . در البحث جابر از « فلسفه خارجه » ياد شده است ( دانشگاه 4 : 1016 ) أو در « الالفاظ المستعملة في المنطق » ( ص 86 ) از دو « تعليم سماع واحتذاء » نام مىبرد ، يكى آموزش شنيدنى كه أرسطو چنين ناميده است دومى آنكه أستاذ به كارى پردازد وشاگرد از وى پيروى كند وخود را بدو مانند سازد تا نيروى اين هنر در وى پديدار گردد . ابن سينا در برهان شفاء ( 1 : 3 ص 57 چاپ مد مدكور وص 10 بدوي ) پنج گونه دانش بر شمرده است : صناعي ، تلقيني ، تأديبي ، تنبيهي ، ذهني ، كه در هرگونه كاوشى از نادانسته‌ها بايستى چيزى از پيش مىدانست . ابن رشد در تفسير ما بعد الطبيعة ( ص 157 ) در گزارش بند 03 b 299 فصل 9